پارچه های مختلف را می توان در الگوهای مختلف یا بافت های مختلف بافته کرد. به عنوان مثال، ذرات به ظاهر بافت ساده، خطوط مورب به ظاهر بافت جناغی و خطوط بلند شناور به ظاهر بافت ساتن اضافه می شوند.
سازماندهی نه تنها بر ظاهر و بافت پارچه تأثیر می گذارد، بلکه بر سبک پارچه و کیفیت ذاتی پارچه که افراد احساس می کنند نیز تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، پارچه ساده بافت دارای بافت قوی است. بافت ساتن دارای سطحی صاف، براق و بافتی صاف است.
تراکم پارچه بافته شده به تعداد نخ های چیده شده در یک واحد طول در جهت های طولی و عرضی پارچه اشاره دارد. تراکم پارچه تأثیر زیادی بر عملکرد پوشیدن آن دارد، مانند استحکام، کشش، احساس دست، استخوان بدن، نفوذپذیری هوا و نفوذپذیری رطوبت و همچنین میزان شکستگی در طول فرآیند بافت. اگر چگالی تار و پود زیاد باشد، پارچه سفت، ضخیم، ترد، سفت و محکم به نظر می رسد. اگر چگالی کم باشد، پارچه نازک، صاف و قابل تنفس خواهد بود.
اگر ضخامت نخ های تار و پود با تراکم پارچه یکسان متفاوت باشد، تراکم واقعی پارچه متفاوت خواهد بود. هنگام مقایسه کشش پارچه نخ های با ضخامت های مختلف، ظرافت و تراکم تار و پود باید به طور همزمان در نظر گرفته شود. این تنش است. کشش چگالی نسبی پارچه است. نسبت میانگین فاصله بین مراکز تار (پود) که به صورت درصد بیان می شود. پارچه با کشش تار و پود بسیار زیاد، سفتی را افزایش می دهد، مقاومت در برابر چروک را کاهش می دهد، مقاومت سایشی بافت ساده را افزایش می دهد، مقاومت در برابر شکنجه را کاهش می دهد و احساس سختی می کند. در حالی که کشش خیلی کوچک است، پارچه بسیار شل است و فاقد استخوان بدن است.
لازم به ذکر است که کشش تار، کشش پود و کشش کل تار به طور متقابل محدود می شوند. هنگامی که کشش کل ایمن باشد، زمانی که کشش تار و کشش پود تقریباً برابر باشد، بافتهها محکمتر و سفتتر خواهند شد. کشش تار بیشتر یا کمتر از کشش پود است که باعث می شود تارها نرم شوند و دارای پرده خوبی باشند. مقادیر مختلف تار و کشش پود نیز بر قدرت شکستگی تار و پود پارچه تأثیر می گذارد.

